تبليغاتX
.: علامه بلاگ :.

علامه بلاگ

Home :: Rss :: Archives:: Contact

About Us

  • من
    سالهای سال
    نان سفید گندم را
    بر تخته سیاه کلاسم تدریس کردم
    بیچاره دانش آموز!
    در باورش نشسته که نان هم
    مثل هوای مسموم
    در روستا و شهر فراوان است!

Linkdump

آرشیو پیوندهای روزانه

Archives

BlogRoll

Detail

Search

رئیس حراست یا سردسته جانیان، دردنامه یک دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی


چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385

در دانشکده و خوابگاه حرف و حدیث های بسیاری درباره گودرزی رئیس حراست دانشگاه شنیده بودم اما باورم نمی شد تا اینکه خودم نیز شنیده ها را لمس کردم. شنیده بودم که این آقا از دخترانی که در کمیته انضباطی پرونده دارند سوء استفاده می کند و نیز شنیده بودم که یکبار این آقا در اوج وقاحت یک شب دختری را از خوابگاه با خود برده است. کجا؟ چه کسی می داند .
یکروز نامه ای به دستم رسید که باید به خاطر مشکلات اخلاقی به حراست دانشگاه مراجعه کنم. زمای که برای اولین بار با گودرزی مواجه شدم با عتاب با من برخورد کرد که تو دانشگاه را با فاحشه خانه اشتباه گرفته ای من می دونم باهات چیکار کنم ازدانشگاه اخراجت می کنم و …….
من به شدت ترسیده بودم و از شدت ترس می لرزیدم فکر اینکه از دانشگاه با خانواده ام تماس بگیرند دیوانه ام می کرد چه رسد به اینکه اخراج شوم به خصوص اینکه هیچ کاری نکرده بودم جز اینکه مطابق میلم لباس پوشیده بودم وقتی شنیدم گفت که به خاطر رابطه نامشروع به کمیته انضباطی خواهم رفت داشتم سکته می کردم وهمینطور اشک می ریختم .
اما هرچه می گذشت رفتار گودرزی نرم تر می شد و از تهدیدها و عتاب هایش کمتر می شد و بهم دلداری میداد و من گمان می کردم که گریه هایم اثر کرده و او حرفم را باور کرده که من کاری خلافی انجام نداده ام .
آن روز تمام شد و همه چیز به روال سابق بود تا یک هفته بعد که گودرزی بهم زنگ زد و گفت به زودی پرونده ام در کمیته انضباطی فعال خواهد شد. زمانی که گریه کردم گفت یک راه حل دارد و گفت که فلان روز فلان جا باشم تا راهنمائیم کند. من احمق که حرف های او را باور کرده بودم و فکر می کردم که او می خواهد کمکم کند سر قرار رفتم
او گفت سوار ماشینش شوم تا چرخی بزنیم.
همه چیز به سرعت گذشت تا اینکه کار از کار گذشته بود. اصلا نمی توانستم باور کنم که به خاطر هیچ و پوچ حیثیت و زندگی ام را از دست داده ام. ازترس گودرزی و تهدیدهای او به هیچ کس چیزی نگفتم تا اینکه در سایت عصر نو مطلبی را درباره یکی از هم دانشگاهی هایم که کشته شده است و گویا او هم مثل من اسیر گودرزی شده بود خواندم .
اکنون من همه چیز خود را از دست داده ام و هیچ چیز را نمی توانم اثبات کنم اما از کسانی که دستشان به جائی می رسد می خواهم حق این آدم پست را کف دستش بگذارند. و جلوی گودرزی و گودرزی ها را که از سمت خود سوءاستفاده می کنند بگیرند از مسئولین کشور هیچ توقعی ندارم چون می دانم همه از یک جنس اند بنابراین این نامه را خطاب به مردم ایران نوشتم .
ه. م دانشجوی ستم دیده دانشگاه علامه طباطبائی

منبع خبر

پ. ن: در ضمن بنا به شنیده ها درگیری شدیدی بین روسای دانشگاه با یکدیگر سر این جریان بروز یافته است. بطور مثال کارگر معاون دانشجویی علامه در میان تجمع کنندگان جلوی ساختمان خانه فرهنگ به صورت تلویحی به جرم گودرزی اعتراف کرده است. همچنین  آیت الله شریعتی ریاست دانشگاه که سکته کرده اند. دلیل اصلی سکته شان این بوده که سر این جریان ناپدید شدن دختر دانشجو علامه که دانشجوی دانشکده ادبیات است با گودرزی درگیری لفظی پیدا کرده است. شایان ذکر است حال ایشان چندان مساعد نیست و عملا دانشگاه بدون مدیر است.



Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 12:56 :: Link ::

تجمع مقابل خانه فرهنگ دانشگاه علامه


دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385

امروز تعداد ۵۰ نفر از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائي كه اكثر آنها از اعضا انجمن اسلامي دانشجويان بودند مقابل خانه فرهنگ تجمع كردند.

روز شنبه من در جلسه اي كه با دكتر كارگر معاون دانشجوئي و فرهنگي دانشگاه داشتم قرار گذاشته بودم كه امروز ( دوشنبه) ساعت ۱۱ تعدادي از اعضاي انجمن اسلامي براي صحبت با ايشان به خانه فرهنگ مي آيند اما  زماني كه سر ساعت به محل قرار رفتيم ديديم ايشان نيستند. دانشجويان كه از خلف وعده دكتر كارگر به شدت عصباني بودند در پياده روي مقابل خانه فرهنگ روي زمين نشستند و زماني هم كه دكتر كارگر پس از يك ساعت و نيم  تاخير بر اثر تماس هاي پي در پي  سر قرار آمد آنان حاضر نشدند داخل سالن بروند و گفتگوي دانشجويان با دكتر كارگر در پياده رو صورت گرفت.

اعضا انجمن اسلامي مي خواستند درباره  جلوگيري دانشگاه از برگزاري اردوها ،سانسور نشريات و عدم اعطا مجوز براي برنامه ها  و نيز احضار دانشجويان به كميته انضباطي و  كنترل پوشش دانشجويان توسط نگهباني ها  با دكتر كارگر صحبت كنند كه بدقولي معاونت دانشجوئي باعث شد آنها با اعتراض با دكتر كارگر صحبت كنند. پس از يك ساعت صحبت دانشجويان انجمني با معاون دانشجوئي، دانشجويان كه از صحبت هاي معاون دانشجوئي و فرهنگي دانشگاه راضي نشده بودند گفتند كه براي رسيدن به خواسته هايشان از طرق ديگري اقدام مي كنند و اين آخرين باري است كه با مسئولين دانشگاه مذاكره مي كنند.

همچنين در خلال صحبت ها پيرامون مفقود شدن يك دانشجوي دختر دانشگاه علامه و پيدا شدن جسد وي و شايعاتي كه پيرامون اين مسئله و ارتباط رئيس حراست دانشگاه (گودرزي) با اين قضيه مطرح است بحث شد ، كه  اين مسئله دانشجويان را بيش از پيش عصباني كرد. دكتر كارگر نيز در لفافه برخي از شايعات را تائيد كردند.

گفتني است دانشجويان دانشگاه علامه بر اثر شنيدن اين حادثه به شدت عصباني مي باشند اما مسئولين به خاطر آبروي دانشگاه از پاسخگوئي خودداري مي كنند .

به خاطر اينكه براي بسياري از شايعات مدرك ندارم از گفتن آنها پرهيز مي كنم اما به محض اينكه مداركي در اين باره به دست آورم حتما به اين مسئله خواهم پرداخت و از اسرار پشت پرده بسياري كه واقعا تكان دهنده است پرده بر خواهم داشت.

برنامه گفتگو با معاون دانشجوئي و فرهنگي كه تبديل به تجمعي اعتراض آميز شده بود ساعت ۱۱ آغاز شد و ساعت ۳۰/۱۳ پايان يافت.

به نقل از وبلاگ صدای فردا



Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 14:45 :: Link ::

جادی را فیلتر کرده اند


پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385

وبلاگ دوست عزیزمان که دانشجوی فوق دانشکده علوم اجتماعی است را فیلتر کرده اند!

جادی . نت



Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 13:26 :: Link ::