تبليغاتX
.: علامه بلاگ :.

علامه بلاگ

Home :: Rss :: Archives:: Contact

About Us

  • من
    سالهای سال
    نان سفید گندم را
    بر تخته سیاه کلاسم تدریس کردم
    بیچاره دانش آموز!
    در باورش نشسته که نان هم
    مثل هوای مسموم
    در روستا و شهر فراوان است!

Linkdump

آرشیو پیوندهای روزانه

Archives

BlogRoll

Detail

Search


یکشنبه چهارم آذر 1386

 

احضار سه دانشجوی دانشگاه علامه به دادگاه انقلاب

صادق شجاعي، دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه علامه، درپي اعتراضات اخير اين دانشگاه به دادگاه انقلاب احضار شد. اين در حالي است كه رشيد اسماعيلي، دانشجوي كارشناسي ارشد رشته حقوق بشر اين دانشگاه نيز طي احضاريه اي به معاونت امنيت ددگاه انقلا ب احضار شده است. نامبردگان نيز همچون سليمان محمدي دانشجوي احضار شده سابق، احضاريه هايشان را در حراست دانشگاه رويت كرده و پس از مراجعه صادق شجاعي و سليمان محمدي، نامبردگان در باره ااعتراضات اخير دانشگاه مورد بازپرسي قرار گرفته اند. درحالي كه تاكيد مي شود دانشگاه نهاد مستقلي است و مسايل آن بايد درون دانشگاهي حل شود، مسولان در دانشگاه علامه محملي براي احضار دانشجويانشان ايجاد مي كنند و اين در شرايطي است كه بايد مسولان مدافع دانشجوهايشان باشند. تاكنون سليمان محمدي۲ بار و صادق شجاعي ۱بار در اين داگاه مورد بازجويي قرار گرفته اند و شجاعي بايد فردا دوباره در دادگاه حاضر شود و رشيد اسماعيلي هم بايد روز يك شنبه خود را به دادگاه انقلاب تهران معرفي كند.به علاوه اين احضار شدگان مسولان در دانشگاه هم بي كار ننشسته و تاكنون ۶نفر از دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي و ارتباطات را به كميته انضياطي احضار كرده و اتهاماتي در رابطه با حوادث اخير اين دنشگاه به آنها نسبت داده اند. گفتنی است در جلسات كميته انضباطي برخي مسولان دانشگاه به صراحت به تجسس در امور شخصي دانشجويان اعتراف كرده و مدعي شده اند اسنادي از شخصي ترين مسايل دانشجويان در دست دارند و آنها را به عنوان سند اتهام مطرح كرده اند.

تجمع دانشجویان دانشگاه باهنر شیراز

دانشجویان دانشکده باهنر دانشگاه شیراز تجمع اعتراض آمیزی را دیروز، پنج شنبه ۱ آذر٬ ترتیب دادند. در این تجمع که در اعتراض به مشکلات صنفی این دانشکده برگزار شده بود، دانشجویان از خوابگاه ها به سمت سلف سرویس دانشکده راهپیمایی کردند. خواسته های دانشجویان برداشتن پرده تبعیض از درون سلف سرویس، که از زمان آمدن دانشجویان پیام نور کشیده شده بود، حق استفاده از محیط آموزشی٬ کتابخانه و … در روزهای پنج شنبه و جمعه، حفظ حرمت دانشجویان این دانشکده توسط مسئولین، احترام به محیط علمی و فرهنگی دانشکده و تبدیل نکردن آن به محلی برای کسب درآمد و… بود.پس از صحبت دانشجویان با تقوایی و کشاورز، رییس حراست، قرار شد تا پنج شنبه آینده این مشکلات حل شود. لازم به ذکر است که دانشجویان اعلام کردند که اگر این مشکل تا هفته آینده حل نشود٬ باز هم در روز پنج شنبه آینده تجمع خود را از سر خواهند گرفت.

مصاحبه خبرنامه امیرکبیر با برادر مجید توکلی دانشجوی دربند

خبرنامه امیرکبیر: در پی ضرب و شتم شدید دانشجویان زندانی، گزارش های رسیده حکایت از آن دارد با گذشت دو روز از این حمله، حال دانشجویان همچنان وخیم است و مسئولین زندان اوین از ترس ثبت ضرب و جرح در پرونده پزشکی دانشجویان از انتقال دانشجویان به بهداری زندان اوین خودداری می کنند.به گزارش خبرنامه امیرکبیر در پی ضرب و شتم مجید توکلی و احمد قصابان، از سوی مسئولین اندزگاه ۸، هم اکنون آثار خراش بر روی گردن مجید توکلی به وضوح قابل روئیت است و از ناحیه شکم به شدت احساس درد می کند. این دانشجو به علت شکافتن زبانش در این درگیری قادر به خوردن غذا  و تکلم نیست و پس از خوردن و آشامیدن دچار استفراغ می شود. ریه های وی به شدت دچار آسیب شده است و هنگام سرفه خلط خونی از دهانش خارج می شود. دهان و دندان های مجید توکلی نیز آسیب دیده است.حال جسمی احمد قصابان نیز مساعد نیست و آثار ضرب و شتم بر بدن اون به وضوح قابل روئیت می باشد وی هم اکنون در اندرزگاه ۷ سالن ۱ نگهداری می شود. از وضعیت علی عزیزی و علی نیکونسبتی، دیگر دانشجویان زندانی که در بند ۲۰۹ نگه داری می شوند، نیز هیچ گونه خبری در دست نیست. برخی گزارش ها حکایت از آن دارد که این دانشجویان در بند ۲۰۹ نیز به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. بازجویان وزارت اطلاعات اجازه هیچ گونه تماسی را با محیط خارج به این دو دانشجو نمی دهند. خبرنامه امیرکبیر مصاحبه ای با علی توکلی، برادر مجید توکلی، در مورد وضعیت این دانشجوی زندانی انجام داده است، که در زیر می آید:

 خبرنامه امیرکبیر: آقای توکلی، از مجید چه خبر؟ بعد از ضرب و شتمی که توسط مسئولین اندرزگاه ۸ انجام شده حال برادرتان چه طور است؟

 علی توکلی: طی تماسی که دیشب مجید با منزل گرفت وقتی جریان را از او پرسیدیم گفت که گونه ام شکسته از ناحیه گردن و قفسه سینه به شدت احساس درد می کنم و همراه سرفه ام خون بالا می آورم و چندین جای بدنم کبود شده است. مجید که به سختی می توانست صحبت کند و کلمات را بد ادا می کرد، گفت زبانم شکافته است.

 خبرنامه امیرکبیر: این طور که شما می گویید حال این دانشجویان به شدت وخیم است. آیا مسئولین زندان رسیدگی به وضعیت ایشان کرده اند؟ آیا مجید و احمد درخواست کرده اند که پزشک آن ها را ببیند؟

علی توکلی: بله، برادرم من و احمد قصابان از همان ساعت اولی که مورد ضرب و شتم قرار گرفتند درخواست کردند که به بهداری زندان منتقل شوند ولی مسئولین زندان بهانه می آورند. می گویند آمبولانس نداریم که شما را به بهداری ببریم. مجید می گفت از دو شب پیش (چهارشنبه شب) تا حالا هر کاری کردم نمی گذارند به بهداری بروم، نمی توانم غذا بخورم. فقط ظاهرا یک پزشک را به اندرزگاه ۸ آورده اند که مجید را فقط معاینه کرده و درمان خاصی انجام نداده است. یک نفر از حفاظت اطلاعات زندان اوین هم مجید و احمد را دیده است. این مامور به دانشجویان گفته که قرار بوده یکی از شما را به زندان رجایی شهر ببریم، یکی را به قزلحصار و یک نفرتان اوین باشد. حالا که همه تان را اینجا نگه داشتیم، حق اعتراض ندارید، وگرنه به سلول انفرادی منتقلتان می کنیم. که این صحبت ایشان با اعتراض شدید دانشجویان مواجه شده و دانشجویان گفته اند، دارید اینجا ما را می کشید، آن وقت دست پیش را گرفته اید؟! رسیدگی مسئولین در همین حد بوده است.

 خبرنامه امیرکبیر: پدر و مادر مجید با شنیدن این خبر نگران کننده حالشان چه طور است؟ آن ها چه می گویند؟

علی توکلی: مادرم ۸ ماه است که مجید را ندیده است، خیلی بیتابی می کند، شب و روز اشک می ریزد و نگران حال مجید است. پدرم هم رسیدگی فوری مسئولین ذیربط را خواستار شده و گفتند با توجه به مشکلات پیش آمده درخواست داریم که آقای دادخواه، به عنوان وکیل مجید توکلی، طی امروز و فردا به دیدار مجید بروند و از نزدیک با مجید ملاقات کنند. زیرا حتی تماس مجید در رابطه با رسیدگی مسئولین و یا انتقال به بهداری نمی تواند اعتماد ما را جلب کند. چرا که زمانی که در بند ۲۰۹ مجید به شدت شکنجه می شد، او را وادار می کردند که بگوید همه چیز خوب است!

 خبرنامه امیرکبیر: اگر صحبت دیگری دارید بفرمایید.

علی توکلی: از تمام کسانی که می توانند کاری انجام دهند درخواست یاری داریم. زیرا برادرم گفت که به من گفتند شما را می کشیم. لطفا به خاطر اشک های مادرم که ۸ ماه هست آرزوی دیدار برادرم را دارد و حالا صدای او را از مادر ما دریغ کرده اند. آیا این اسلام محمد است؟ این عدالت و مهرورزی است که یک مادر را همیشه گریان می کنند؟!



Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 0:10 :: Link ::