خبرنامه امیرکبیر: آقای توکلی، از مجید چه خبر؟ بعد از ضرب و شتمی که توسط مسئولین اندرزگاه ۸ انجام شده حال برادرتان چه طور است؟
علی توکلی: طی تماسی که دیشب مجید با منزل گرفت وقتی جریان را از او پرسیدیم گفت که گونه ام شکسته از ناحیه گردن و قفسه سینه به شدت احساس درد می کنم و همراه سرفه ام خون بالا می آورم و چندین جای بدنم کبود شده است. مجید که به سختی می توانست صحبت کند و کلمات را بد ادا می کرد، گفت زبانم شکافته است.
خبرنامه امیرکبیر: این طور که شما می گویید حال این دانشجویان به شدت وخیم است. آیا مسئولین زندان رسیدگی به وضعیت ایشان کرده اند؟ آیا مجید و احمد درخواست کرده اند که پزشک آن ها را ببیند؟
علی توکلی: بله، برادرم من و احمد قصابان از همان ساعت اولی که مورد ضرب و شتم قرار گرفتند درخواست کردند که به بهداری زندان منتقل شوند ولی مسئولین زندان بهانه می آورند. می گویند آمبولانس نداریم که شما را به بهداری ببریم. مجید می گفت از دو شب پیش (چهارشنبه شب) تا حالا هر کاری کردم نمی گذارند به بهداری بروم، نمی توانم غذا بخورم. فقط ظاهرا یک پزشک را به اندرزگاه ۸ آورده اند که مجید را فقط معاینه کرده و درمان خاصی انجام نداده است. یک نفر از حفاظت اطلاعات زندان اوین هم مجید و احمد را دیده است. این مامور به دانشجویان گفته که قرار بوده یکی از شما را به زندان رجایی شهر ببریم، یکی را به قزلحصار و یک نفرتان اوین باشد. حالا که همه تان را اینجا نگه داشتیم، حق اعتراض ندارید، وگرنه به سلول انفرادی منتقلتان می کنیم. که این صحبت ایشان با اعتراض شدید دانشجویان مواجه شده و دانشجویان گفته اند، دارید اینجا ما را می کشید، آن وقت دست پیش را گرفته اید؟! رسیدگی مسئولین در همین حد بوده است.
خبرنامه امیرکبیر: پدر و مادر مجید با شنیدن این خبر نگران کننده حالشان چه طور است؟ آن ها چه می گویند؟
علی توکلی: مادرم ۸ ماه است که مجید را ندیده است، خیلی بیتابی می کند، شب و روز اشک می ریزد و نگران حال مجید است. پدرم هم رسیدگی فوری مسئولین ذیربط را خواستار شده و گفتند با توجه به مشکلات پیش آمده درخواست داریم که آقای دادخواه، به عنوان وکیل مجید توکلی، طی امروز و فردا به دیدار مجید بروند و از نزدیک با مجید ملاقات کنند. زیرا حتی تماس مجید در رابطه با رسیدگی مسئولین و یا انتقال به بهداری نمی تواند اعتماد ما را جلب کند. چرا که زمانی که در بند ۲۰۹ مجید به شدت شکنجه می شد، او را وادار می کردند که بگوید همه چیز خوب است!
خبرنامه امیرکبیر: اگر صحبت دیگری دارید بفرمایید.
علی توکلی: از تمام کسانی که می توانند کاری انجام دهند درخواست یاری داریم. زیرا برادرم گفت که به من گفتند شما را می کشیم. لطفا به خاطر اشک های مادرم که ۸ ماه هست آرزوی دیدار برادرم را دارد و حالا صدای او را از مادر ما دریغ کرده اند. آیا این اسلام محمد است؟ این عدالت و مهرورزی است که یک مادر را همیشه گریان می کنند؟!

